سوءاستفاده گروهک های ضدانقلاب از احساسات جوانان و نوجوانان

[ad_1]

به گزارش راهیان نور، خاطرات جمال درزیور از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد، در چند قسمت در این سایت منتشر می شود:

***سوءاستفاده گروهک های ضدانقلاب از احساسات جوانان و نوجوانان

گروهک های ضد انقلاب برای اینکه جوانان را جذب نمایند، ابتدا احساسات آن ها بر می انگیختند. آن ها برای این کار سرودهای حماسی را به زبان محلی پخش می کردند تا روحیه دلاوری و شجاعت جوانان را تحریک نمایند و بعد از اینکه جوانان را جذب می کردند در مرحله اول خبرچینی و جمع آوری اطلاعات را به آنان آموزش می دادند، تا یک جوان ابتدا با جمع آوری اطلاعات از سطح شهر و روستاها در دام آنان گرفتار شود و بعد از آن یک جوان فریب خورده را مسلح می کردند و او را آواره کوه و بیابان می کردند.

گروهک های ضد انقلاب برای به دست آوردن اهداف شوم خود حتی به نوجوانان هم رحم نمی کردند. یک بار نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد به یک نوجوان ده ـ یازده ساله که مشغول خرید و فروش اجناس دست دوم بی ارزش در سطح شهر  بوده مشکوک می شوند و او را دستگیر می کنند. در واقع این نوجوان در حال جمع آوری اطلاعات از مراکز نظامی سطح شهر سنندج بوده که به دام نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد می افتد.

من ابتدا هر چه به این نوجوان نگاه می کردم، فکرش را هم نمی کردم که اهل جاسوسی و خبر چینی باشد، اما این نوجوان که فطرت پاکی داشت، خودش خیلی زود زبان باز کرد و گفت: گروهک کومله به من پول می دهد و در مقابل از من می خواهد که هر روز از مقابل پادگان ها و پایگاه های نظامی عبور کنم و تردد نیروهای نظامی را به آن ها گزارش بدهم، من هم پولم را می گرفتم و عبور و مرور نیروهای بومی و غیر بومی را به آن ها گزارش می دادم.

گروهک های ضد انقلاب حتی به این نوجوان دست فروش هم رحم نکرده بودند. این نوجوان چند روزی میهمان ما بود و بعد از اینکه متوجه شدیم هیچ گناهی ندارد و هم چون سایر جوانان در دام گروهک های ضدانقلاب گرفتار شده است، او را آزاد کردیم.

چند روز بعد از این ماجرا نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد متوجه حضور مجدد این نوجوان در اطراف پایگاه سازمان پیشمرگان مسلمان کرد می شوند و دوباره او را دستگیر می کنند. این بار نوجوان با چشمانی گریان وارد محوطه سازمان شد و گفت: دوست دارم در خدمت سازمانی باشم که نیروهایش هم چون برادر با هم برخورد می کنند. این نوجوان که هوش سرشاری داشت می گفت: در طول مدتی که پایگاه را زیر نظر داشتم و رفت و آمد نیروها را زیر نظر می گرفتم، متوجه نمی شدم چه کسی رییس است و چه کسی مرئوس؟ نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد هم چون برادر با هم برخورد می کنند و هیچ نیرویی خودش را نسبت به شخص دیگر بالاتر نمی داند. به همین خاطر تصمیم گرفته ام از امروز در خدمت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد باشم.

 
ما ابتدا فکر می کردیم که این نوجوان نقشه ای در سر دارد و می خواهد با این حرف ها وارد سازمان شود و بهتر از قبل بتواند برای نیروهای ضدانقلاب جاسوسی کند، به همین خاطر در ابتدای خیلی سخت و سنگین او را زیر نظر گرفتیم و رفتارهایش را زیر ذره بین قرار دادیم، اما مدتی بعد فهمیدیم که واقعاً این نوجوان تصمیم گرفته است که در خدمت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد باشد.

 
یک بار در یکی از عملیات های جاده مریوان که تعدادی از نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در نقطه ای در کمین نیروهای ضدانقلاب گرفتار شده بودند و مهماتشان تمام شده بود، همین نوجوان گفت: من می توانم از لای درختان خودم را به آن چند نفر برسانم و مقداری مهمات به آن ها بدهم. در آن شرایط سخت که احدی نمی توانست سرش را از سنگر بیرون آورد، همین نوجوان چند خشاب در شال کمری اش قرار داد و با شجاعت و چابکی مثال زدنی خودش را به نیروهای گرفتار در کمین رساند و مهمات را به آن ها تحویل داد.

 
البته از این دست جوانان و نوجوانان کم نبودند که در دام گروهک های ضد انقلاب گرفتار شدند، اما به محض اینکه با هویت پوشالی گروهک های ضد انقلاب روبرو می شدند خیلی زود توبه می کردند و به دامان انقلاب اسلامی بازمی گشتند. نیروهای تواب به دلیل اینکه از نزدیک جنایت و خیانت گروهک های ضدانقلاب را مشاهده کرده بودند، با جان و دل برای انقلاب اسلامی زحمت می کشیدند و در سخت ترین مراحل که کمتر کسی حاضر به جانفشانی بود، پیشقدم می شدند.

ادامه دارد …

انتهای پیام/

[ad_2]

لینک منبع

مرد آسمان

[ad_1]

به گزارش راهیان نور، عباس دوران۲۰ مهر ماه سال ۱۳۲۹ در شهرستان شیراز در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود. 

وی دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را در شیراز گذراند و پس از گذراندن دوران ابتدایی پای به دبیرستان نهاد. عباس دوران در سال ۱۳۴۸ موفق به اخذ مدرک دیپلم طبیعی از دبیرستان سلطانی شیراز شد.

 
وی در همین سال به استخدام فرماندهی مرکز آموزش هوایی درآمد. در سال ۱۳۴۹ به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوران مقدماتی پرواز در ایران، در سال ۱۳۵۱ برای تکمیل دوره خلبانی به آمریکا رفت. 

عباس دوران ابتدا در پایگاه «لکلند» دوره تکمیلی زبان انگلیسی را طی کرد و سپس در پایگاه «کلمبوس» در ایالت می سی سی پی موفق به آموختن فن خلبانی و پرواز با هواپیماهای بونانزا، تی۴۱ – تی ۳۷ گردید.

 
در یکی از تمرینات ورزش اسکیت، متاسفانه در اثر برخورد با زمین پای چپ او مصدوم شد و به مدت 2 ماه از برنامه پروازی باز ماند. 

پس از بهبودی، دوباره آموزش خلبانی را ادامه داد و پس از دریافت نشان خلبانی در سال ۱۳۵۲ به ایران بازگشت و به عنوان خلبان هواپیمایی F4 ابتدا در پایگاه یکم شکاری و سپس در پایگاه سوم شکاری مشغول انجام وظیفه شد.

 
با شروع جنگ تحمیلی سر از پا نشناخته به دفاع از کیان جمهوری اسلامی ایران پرداخت و با ۱۰۳ سورتی پرواز جنگی در طول عمر کوتاه اما پر بارش، یکی از قهرمانان دفاع مقدس شناخته شد. خلبان عباس دوران همواره به دوستان و همکارانش تاکید می‌کرد که هرگز تن به ذلت نخواهد داد و اگر در حین پرواز مورد اصابت موشک دشمن قرار گیرد، هواپیمای سانحه دیده را بر سر دشمن زبون خواهد کوبید. وی همان طور که گفته بود بر این پیمان خویش صادقانه ایستاد و جان فدا کرد.

 
شهید عباس دوران در هفتم آذر ۱۳۵۹ در عملیات «مروارید» حماسه‌ای بزرگ آفرید و به کمک خلبان شهید حسین خلعتبری پنج فروند ناوچه عراقی را در حوالی اسکله الامیه و البکر منهدم ساخت و بقایای آن را به قعر آب‌هاب نیلگون خلیج فارس فرستاد.

 
به گفته یکی از همرزمان خلبانش، در یکی از نبردهای هوایی که فرماندهی دو فروند هواپیما را به عهده داشت، به مصاف ۹ فروند از جنگنده‌های دشمن رفت و با ابتکار عمل و مهارتی خاص، یک فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون و هشت فروند هواپیمای دیگر را مجبور به فرار از آسمان میهن کرد. 

خلبان شهید عباس دوران همواره در عملیات جنگی پیش قراول بود و برای دفاع از میهن اسلامی و حفظ و حراست آن لحظه‌ای آرام و قرار نداشت.

 
وی سرانجام در سحر گاه روز ۳۰ تیر ماه سال ۱۳۶۱ که لیدری دسته پرواز را به عهده داشت، به قصد ضربه زدن به شبکه دفاعی و امنیتی نفوذ ناپذیر مورد ادعای صدام، با پنج نفر از زبده‌ترین خلبان نیروی هوایی در حالی که هنوز ستیغ آفتاب ندمیده بود، با اراده‌ای پولادین به پالایشگاه الدوره یورش بردند و چندین تن بمب هواپیماهای خود بر قلب دشمن حاکمان جنگ افروز عراق ریختند و پس از نمایش قدرت و شکستن دیوار صوتی در آسمان بغداد، هنگام بازگشت، هواپیمای لیدر مورد اصابت موشک دشمن واقع شد و شهید دوران اگر چه اجازه ترک هواپیما را به همرزم خلبانش؛ ستوان‌یکم منصور کاظمیان در عقب کابین داد، اما خود به رغم اینکه می‌توانست با استفاده از چتر نجات سالم فرود آید، صاعقه‌وار خود و هواپیمایش را بر متجاوزان کوبید و بدین ترتیب مانع از برگزاری اجلاس سران غیرمتعهدها به ریاست صدام در بغداد شد.

 
پس از سالها انتظار در تیرماه ۱۳۸۱ بقایای پیکر شهید دوران توسط کمیته جستجوی مفقودین به میهن منتقل شد و در پنجم مرداد ۱۳۸۱ طی مراسمی رسمی با حضور مسئولان کشوری و لشکری، خانواده شهید و بستگان در میدان صبحگاه ستاد نیروی هوایی، بر دوش همرزمان خلبانش تشییع شد. 

پیکر مطهر آن شهید تیز پرواز سپس برای خاک سپاری با یک فروند هواپیمای سی ۱۳۰ به زادگاهش شیراز منتقل شد. شهید خلبان عباس دوران به هنگام شهادت ۳۲ سال داشت و امیررضا تنها یادگار اوست.

 
ده خاطره از شهید عباس دوران

 
1) در یکی از روزهای بهار سال 1360 مسئولین شهر شیراز تصمیم می گیرند به خاطر رشادت ها و دلاوری های عباس دوران، یکی از خیابان های شهر شیراز را به نام او کنند؛ لذا از دوران دعوت می شود تا در مراسم شرکت کند و او نیز قبول کرده و به آن جا می رود که از دوران به شایستگی تقدیر می شود. چون او ضربات مهلکی به دشمن وارد نموده بود، همیشه عوامل نفوذی دشمن قصد ترور وی را داشتند که یکی از این موارد هم در همین زمان بود که خوشبختانه این ترور عقیم ماند.

 
2) در طول پرواز صحبت نمى کرد. همواره مى گفت: اگر از مسیر منحرف شده و یا حالت نامتعادلى داشتم، با من صحبت کنید، خودتان هم مواظب اطراف باشید. همچنین بسیارى از دوستانش از زبان او شنیده بودند که اگر روزى هواپیماى من مورد هدف قرار گیرد، هرگز آن را ترک نمى کنم و با آن به قلب دشمن حمله ور مى شوم.

 
3) وقتی قرار شد به پاس کاردانی های و جانفشانی های مکرر از پایگاه هوایی بوشهر به تهران انتقال یافته و در ستاد عملیات نیروی هوایی خدمت کند. همسرش فوق العاده خوشحال شد و او را تشویق کرد تا هرچه زودتر برای انتقال اقدام کند. اما او در دفتر یادداشتش نوشت. باید بازبان خودش قانعش کنم انتقال به تهران یعنی مرگ من چون پشت میزنشینی و دستور دادن برای من مثل مردن است.

 
4) تابستان۱۳۶۱صدام حسین بر برگزاری کنفرانس سران غیر متعهدها در بغداد پافشاری و تاکید داشت و چند ماه زودتر بنزهای تشریفات برای اجلاس خریداری شد و در اتوبان های بغداد به نمایش گذاشت اما صبحگاه تیر ۱۳۶۱ آخرین پرواز عباس دوران. جولان بر فراز بغداد با جنگنده دوست داشتنی اش E3_F4 ۶۵۷۰ و بمباران پالا یشگاه الدوره بود. او ضمن نمایشی از عزت و شجاعت. جنگنده ی شعله ورش را با خشم و کین بر قلب دشمن فرود آورد تا خواب صدام را پریشان کرده و میزبانی اجلاس سران غیره متعدها را از او بگیرد.

 
5) او به عنوان لیدر دسته ای دو فروند F_14 برای مقابله با تجاوز هوایی ۹ فروند هواپیمای دشمن از زمین بلند شدند. دقایقی بعد در حالی کنترل زمینی به آنها هشدار می داد که مراقب باشند تا مورد اصابت قرار نگیرند در آسمان خوزستان به سوی جنگندها مهاجم حمله ور شد و با سرنگون کردن دو فروند میگ۲۳عراقی بقیه را مجبور به فرار کرد. این نبرد درخشان هوایی در جدول آمارها و رکود درگیری های هوایی جهان بانام A_DoWran بسیار پر آوازه و برای هر ایرانی غرورآفرین است.

 
6)عملیات در تاریخ 1359.9.7 شروع می شود. در همان ساعات ابتدایی نبرد در یک عملیات متحورانه عباس دو ناوچه نیروى دریایى عراق را در حوالى اسکله «الامیه» و «البکر» سرنگون کرد. تا پایان عملیات، دوران و همرزمانش مرتبا هواپیما عوض می کردند. بطوریکه بعد از فرود، دوران از هواپیما پیاده می شد و به هواپیمای دیگری که مسلح بود سوار می شد و به نبرد ادامه می داد. عباس بی‌نهایت شجاع بود. آن روزها سخت‌ترین مأموریت‌ها را قبول می‌کرد. در این عملیات به او که درحال پرواز بود اطلاع دادند باید عملیات نیمه تمام رها شود، که عباس قبول نکرد و با رشادت تمام این دو اسکله را نابود ساخت. چنان چه مى‏گفتند و به اثبات هم رسید نیروى دریایى عراق را سرهنگ خلبان عباس دوران و سرهنگ خلبان خلعتبرى به نابودى کشاندند.

 
7)امروز پرواز cas انجام دادیم من شماره دو بودم . شماره یک سرتیپ محمود ضرابی خلبان و عسگری کمک بود، شماره دو من خلبان و پیروان کمک بود. 

در طول مسیر در ارتفاع بالا پرواز می کردیم. اهواز را در ارتفاع 5 هزار پایی قطع و نیروهای دشمن را کاملا دیدم. آنها به طرف ما تیراندازی می کردند. البته 5 دقیقه دیرتر روی هدف رسیده بودیم و با یک دسته هواپیماهای اف 5 خودی روبرو شدیم که البته اتفاقی نیفتاد. نیروی های دشمن در حال کندن سنگر بودند و ما هم نیروی توپ خانه و یا زرهی که همراه با فرمانده و تجهیزات باشد نداشتیم، به هر حال راکتها و فشنگها را روی آنها ریخته و خیلی واضخ دیدم که یکی از تانکها آتش گرفت، البته موقع زدن راکت در ارتفاع پانصد پایی بودم .

 
8)در آستانه عملیات بیت المقدس، دشمن دست به تحرکات گسترده ای زده بود و مرتبا نیرو و تجهیزات به جبهه های جنوبی ارسال می کرد. لذا از سوی نیروی هوایی تدبیری اندیشیده شد تا ضربه ای کاری به دشمن وارد شود لذا بعد از کسب اطلاعات لازم و تهیه نقشه های پروازی، تصمیم بر این شد که در یک عملیات گسترده هوایی عقبه دشمن از جمله نفرات و تجهیزات آنها از ارتفاع بالا بمباران شدید شود. 

در 29 اسفند سال 1360 طرح آغاز شد و دوران به عنوان لیدر یا همان فرمانده دسته پرواز انتخاب و 15 نفر از خلبانان تیز پرواز ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز انتخاب شدند. بعد از توجیهات لازم توسط دوران، همگی به پرواز درآمدند و با هدایت او مواضع دشمن به سختی بمباران شد و راه برای فتح خرمشهر هموار گردید.

 
9) عباس دوران در طول 22 ماه حضور در جنگ 120 پرواز عملیاتی داشتند. آنهایی که اهل پرواز هستند می دانند که غیرممکن است. شاید هیچ خلبانی پیدا نشود که توانسته باشد از عهده این کار برآید و این در آن زمان یک رکورد در نیروی هوایی محسوب می شد. در بین نیروی های دشمن نیز دوران خیلی معروف بود و زهرچشمی از عراقی ها گرفته بود که عراقی ها آرزو داشتند او را اسیر کنند.
 
10) این عملیات برای جمهوری اسلامی از نظر سیاسی بسیار مهم بود. اگر کنفرانس سران کشورهای غیره متعهد در بغداد برگزار می شد صدام به مدت ۸سال ریاست آن را به عهده می گرفت. تنها راهی که می شود از برگزاری کنفرانس جلوگیری کرد ناامن نشان دادن بغداد بود. عباس با این حرکت شهادت طلبانه اش باعث شد که این اجلاس به علت فقدان امنیت در بغداد برگزار نشود. به آسمان پرکشید… با روحی به وسعت آسمان. قصد ترک سفینه ی آتش گرفته را نداشت این را بارها قبل از حادثه به دوستانش گفته بود که ( بعثی ها آرزوی اسارت مرا به گور خواهند برد ) عاشقانه در حالی که به کابین عقب خود دستور خروج اضطراری داده و دستگیره ی خروج او را کشیده بود جنگنده ی شعله ورش را به یکی از ساختمانهای نظامی بغداد کوبید و از حجم انبوه دود و آتش برای مشاهدی جمال الهی به آسمان ها پرکشید.. پس ازسال ها غربت در روز دوم مرداد ۱۳۸۱بقایای پیکر پاک سرلشکرشهید عباس دوران به خاک میهن بازگشت تا این سند افتخار همیشه جاویدان تاریخ ایران اسلامی در سرزمینی که دوست داشت تشییع و در دارالرحمه شیراز به خاک سپرده شود.

انتهای پیام/

[ad_2]

لینک منبع

عقاب کردستان

[ad_1]

به گزارش راهیان نور، سردار شهید حاج محسن زهتاب در 4 خرداد 1343 ، در شهر اصفهان متولد شد او هنگام شروع انقلاب اسلامی دانش آموز بود و یک سال پس از آغاز جنگ تحمیلی تحصیلات خود را نیمه تمام گذاشت و در سال 1360/07/12، به عضویت سپاه پاسداران درآمد و برای دفاع از انقلاب اسلامی و مردم مظلوم کردستان به آن دیار اعزام شد و در عملیات های  متعددی شرکت کرد. وی دو مرتبه در سالهای 1363 و 1365، از ناحیه کتف و پا مجروح شد.

رشادت و شایستگی محسن زهتاب سبب شد تا به فرماندهی عملیات سپاه سقز منصوب شود، او در این سمت به رغم جوانی، بسیار با تجربه عمل می کرد و در سال 1366/04/30، در حالی که هنوز به سن 24 سالگی نرسیده بود در درگیری با ضد انقلابیون به شهادت نائل آمد. زمان شهادت ایشان ضدانقلاب مدعی شد، کردستان عقاب خودش را از دست داد.
 
پیام نماینده امام خمینی (سید موسی موسوی) در کردستان به مناسبت شهادت شهید زهتاب
 
شهید حاج محسن زهتاب در حالیکه وجب به وجب خاک محروم و ستمدیده ی کردستان شاهد دلاوری های اوست، برای همرزمانش خاطرات فراوانی از عظمت و شکوه ایثارگری ها بجای گذاشت و با دلی لبریز از شوق و رحمت حق به استقبال سختی‌ها می‌رفت و به حق نمونه‌‌ای بارز و اسوه‌ای شایسته برای ادامه دهندگان راهش بود.

دلنوشته هایی از شهید حاج محسن زهتاب

فکرمیکنم که من لیاقت شهادت را ندارم. شهدا بی گناهند، اما من گناهکار دوست دارم شهید بشوم… شهادت همت میخواهد، شهادت لیاقت میخواهد من هیچکدام را ندارم و به حال خود تأسف میخورم… “خدایا به ما توفیق شهید شدن در راهت را عنایت کن”… با خودم فکر می کنم که آیا میشود روزی درشروع نام من واژه ی شهید به کار برده شود و بگویند:  “شهید محسن زهتاب” آیا میشود که برادران من، خانواده من نام مرا با افتخار بیان کنند؟

خدایا دوست داریم به بیت الله الحرام سفرکنیم میعادگاه مسلمین را نظر کنیم قدرتت را دیده ایم عظمتت را دریابیم. به خود بیاییم و به وضع خودمان برسیم. خدایا مقدمات سفر فراهم شده اما تا موقعی که در مکه پا از هواپیما پایین نگذاریم و به دور خانه مبارکت طواف نکنیم عطش ما فروکش نمیکند خدایا سدهای میان راهمان را بر طرف کن.

هر موقع مقداری تنها هستم چیزی که بیشتر از همه فکر مرا مشغول می کند مسئله شهادت است، خیلی دلم میخواهد شهید بشوم وقتی در فکر فرو میروم دیگر حالیم نیست و بعد اینکه توجه میکنم می بینم که مدت زیادی گذشته است.

خدایا شهادت را رزق ما قرار بده
خدایا توفیق شهادت را نصیب من فرما

خدایا میخواهم در حالی شهید شوم که انبوه کشته های دشمن در اطراف من باشد خط این خون های ماست که خاک کردستان را تطهیر و هوایش را عطرآگین میکند و لاله هایی که خون های ما در کردستان می پروراند جوانهای آینده ی کرد هستند که راهشان را اسلام اصیل قرار خواهند داد.

انتهای پیام/

[ad_2]

لینک منبع

اعزام کاروان های راهیان نور به یادمان های دفاع مقدس کردستان می تواند ضربه بزرگی بر شرارت های مزدوران استکبار جهانی باشد

[ad_1]

به گزارش راهیان نور، پیشمرگ مسلمان کرد عبدالله جعفری راوی مستقر در تپه الله اکبر سنندج که در سومین همایش ملی راهیان نور به عنوان راوی نمونه استان کردستان تجلیل شد، در گفت و گو با خبرنگار ما گفت: جنگ در مناطق عملیاتی جنوب با جنگ در مناطق عملیاتی غرب و شمال غرب کشور یک تفاوت عمده دارد و آن هم این که رزمندگان سپاه اسلام در جبهه های جنوب فقط با دشمنان خارجی در جنگ بودند، اما رزمندگان سپاه اسلام در کردستان علاوه بر درگیری با دشمنان خارجی، با مزدوران داخلی نیز در حال جنگ بودند.

 
راوی نمونه یادمان های دفاع مقدس کردستان گفت: روزی که گروهک های ضدانقلاب کردستان را به اشغال خود درآوردند، جوانان بومی کردستان با تشکیل سازمان پیشمرگان مسلمان کرد به مصاف گروهک های ضدانقلاب رفتند، در حالیکه امروز این سازمان انقلابی که با مجوز مسئولین عالی رتبه نظام تأسیس شد، در گمنامی به سر می برد و مردم کمی با نام این سازمان آشنایی دارند.

 
جعفری با اشاره به شهادت شهید ماموستا شیخ الاسلام و ماموستا ملا برهان عالی به دست گروهک های تکفیری گفت: این شهدای عزیز چندین سال قبل و در سال 88 به دست گروهک های تکفیری به شهادت رسیدند، اما حوادث تروریستی تهران در سال جاری اتفاق افتاد و این نشان می دهد که استان کردستان در خط مقدم مقابله با تفکرات انحرافی قرار دارد و این مسئاله نیازمند توجه ویژه مسئولین می باشد.

وی با اشاره به تعداد انگشت شمار و امکانات حداقلی یادمان های دفاع مقدس استان ابراز داشت: برطرف کردن مشکلات یادمان های دفاع مقدس کردستان نیازمند توجه ویژه مسئولین استانی و کشوری می باشد و همه مسئولین باید دست در دست هم نهند تا یادمان های دفاع مقدس کردستان هم تراز مجاهدت های صورت گرفته در آن باشد.

 
راوی نمونه یادمان های دفاع مقدس کردستان با اشاره به خباثت کشورهای مرتجع منطقه و حمایت استکبار جهانی از گروهک های ضد انقلاب اظهار داشت: تجهیز و اعزام گروهک های ضد انقلاب به مناطق مرزی ـ علی الخصوص مرزهای کردستان ـ نشان دهنده این موضوع است که دشمنان انقلاب وجود امنیت پایدار در منطقه را بر نمی تابند و در پی ضربه زدن به این امنیت هستند. هر چند تحرکات نیروهای ضد انقلاب در خارج از مرزهای ایران اسلامی در رصد کامل اطلاعاتی نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی ما قرار دارد، اما نیت شوم گروهک های ضد انقلاب از انجام عملیات های خرابکارانه، ضربه زدن به امنیت پایدار منطقه است.

 
جعفری با اشاره به جایگاه اردوهای راهیان نور در استان کردستان گفت: اعزام کاروان های راهیان نور به یادمان های دفاع مقدس کردستان و پشتیبانی و حمایت مسئولین از اردوهای راهیان نور مناطق غرب کشور می تواند ضربه بزرگی بر شرارت های مزدوران استکبار جهانی باشد. یکی از برکات غیر قابل انکار امنیت در هر جامعه، توسعه و گسترش صنعت گردشگری و توریسم می باشد؛ و زائرانی که در قالب کاروان های راهیان نور به کردستان می آیند می توانند سفیران خوبی باشند برای تبلیغ جاذبه های گردشگری استان کردستان.

 
راوی نمونه یادمان های دفاع مقدس کردستان گفت: متأسفانه امروز بعد از گذشت چندین سال از روزهای دفاع مقدس نتوانسته ایم که مجاهدت های صورت گرفته در کردستان را به مردم سایر استان ها منتقل کنیم، اما اردوهای راهیان نور و استقبال گرم و صمیمی از کاروان های راهیان نور اعزامی به کردستان می تواند مردم سایر مناطق کشور را با رشادت ها، پایمردی ها و مجاهدت های صورت گرفته در این خطه از ایران اسلامی آشنا سازد.

انتهای پیام/

[ad_2]

لینک منبع

فعالیت 200 نفر از راویان استان یزد در راهیان نور شمالغرب

[ad_1]

به گزارش راهیان نور، محمد مهدی فرهنگ دوست مسئول حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سپاه الغدیر استان یزد در گفتگو با خبرنگار ما اظهار داشت:با توجه به اعزام های راهیان نور استان یزد به شمالغرب کشور 200 نفر از راویان استان جهت همراهی با این کاروان ها پیش بینی شده است.

 
وی در همین زمینه یادآور شد: این راویان از قبل با آموزش های تخصی آمادگی این را دارند که در مدت زمان همراهی با کاروان های راهیان نور به شرح عملیات های دفاع مقدس در شمالغرب بپردازند.

مسئول حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سپاه الغدیر با بیان اینکه راویان اعزامی فقط در طول مسیر به روایت گری خواهند پرداخت، خاطر نشان کرد: در هنگام ورود کاروان ها به یادمان های شهداء راویان مسقر در یادمانها که عمدتا بومی استان است، به بیان واقعیات رخ داده و رشادت های رزمندگان در دوران دفاع مقدس خواهند پرداخت.

 
فرهنگی دوست در ادامه به اعزام های صورت گرفت اردویی راهیان نور سپاه الغدیر اشاره کرد و در این زمینه یادآور شد: همه اعزام های صورت گرفته در ایام تاستان به مقصد راهیان نور شمالغرب پیش بینی شده است.

 
انتهای  پیام/

[ad_2]

لینک منبع